انتخابات و اشتباهات
2- آقای هاشمی، موقعیت پدرانه خود را فراموش کرده و دو روز مانده به انتخابات، طی نامه ای سرگشاده به مقام معظم رهبری، مستقیما" در انتخابات دخالت کرده و از دود و آتش و حوادثی سخن به میان می آورد که تعجب همگان را برمی انگیزد.
مادر

1 (مادرم) خانمى بود خيلى مهربان، خيلى فهميده و فرزندانش را هم - البته مثل همهى مادران - دوست مىداشت و رعايت آنها را مىكرد. پدرم عالِم دينى و ملّاى بزرگى بود. برخلاف مادرم كه خيلى گيرا و حرّاف و خوش برخورد بود، پدرم مردى ساكت، آرام و كم حرف مىنمود؛ كه اين تأثيرات دوران طولانى طلبگى و تنهايى در گوشهى حجره بود. البته پدرم تُرك زبان بود - ما اصلاً تبريزى هستيم؛ يعنى پدرم اهل خامنهى تبريز است - و مادرم فارس زبان. ما به اين ترتيب از بچگى، هم با زبان فارسى و هم با زبان تركى آشنا شديم و محيط خانه محيط خوبى بود. البته محيط شلوغى بود؛ منزل ما هم منزل كوچكى بود. شرايط زندگى، شرايط باز و راحتى نبود و طبعاً اينها در وضع كار ما اثر مىگذاشت.رای ما دکتر محمود احمدی نژاد
آگاهانه و بدور از جنجال و احساس و ... باید آرام و منطقی بود. از حمایت های آتشین و بی مبنا از یک کاندیدا و توهین یا نفی کاندیدای دیگر با دلایل واهی پرهیز کرد.
میر حسین، سیاست و اقتصاد جنگی
راهبردهای اقتصادی کاندیدای دهمین دوره ریاست جمهوری
اگر چه ابتنای برنامه اقتصادی آتی احمدی نژاد بر همان اصول و معیارهای دوران مدیریت چهارساله استوار است، اما بدیهی است که آن تشتت و پراکندگی در سیاستگذاری ها و نیم بند بودن تصمیم ها، جای خود را بهانسجام، ثبات و عقلانیت خواهند سپرد. اگر به دیده انصاف بنگریم، اقدامات ارزنده ای در بخش های صنعت و تجارت از سوی دولت احمدی نژاد انجام گرفت. خطوط و الگوهای جدیدی توسط وی در بخش های مختلف، نمودار گشت. این ابتکارات و نوآوریها و تغییر در رویکردها را نباید نادیده گرفت. ضمن آنکه تلاش احمدی نژاد برای دستیابی به اقتصاد مستقل و اسلامی نیز قابل تحسین است.
دکتر احمدی نژاد بی پروا و جسورانه زخمها را بازکرد اما متاسفانه درمان آنها نه کار او بود و نه تیم ناکارآمدش. بنابراین لیست تمام و کمالی از نقص ها و کژی ها در معرض افکار عمومی و نخبگان قرار گرفتند که اینک با بازشناسی دقیق آن نقاط ضعف، راهکار و شیوه نامه ارائه می کنند.
اخیرا" احمدی نژاد در جمع مردم شهریار تاکید کرد که «از کارهای مهم کشور ساماندهی وضعیت اقتصادی کشور است، تاکنون کارهای گوناگونی در این موضوع و همچنین ساختن کشور صورت گرفته و ما به موفقیت هایی دست پیدا کرده ایم، ولی هنوز در بخش اقتصادی با مشکلاتی روبه رو هستیم که باید این مشکلات را برطرف کنیم». این سخنان حکایت از آن دارد که اولا" ایشان تایید می کنند که وضعیت اقتصادی کشور در طول این چهار سال ساماندهی نشده است و ثانیا" اذعان به وجود مشکلات اقتصادی است که قرار است منطبق با طرح بزرگ تحول اقتصادی حل شود. این برنامه اما مورد تایید شمار کثیری از نخبگان اقتصادی قرار گرفته است و حتی بعضی از کاندیداهای ریاست جمهوری نیز بر اجرای بخش هایی از آن مثل هدفمند کردن یارانه ها تاکید نمودند.
در هر حال می توان گفت که اقتصاد، چالش اساسی احمدی نژاد است و او در صورت انتخاب مجدد باید قبل از اجرای طرح تحول اقتصادی، تیم ناموزون اقتصادی دولت را متحول کند. مشورت گریزی، نقد ناپذیری و برخورد آمرانه و متمرکز از سموم مهلک اقتصاد به شمار می روند که وی می بایست از آنها پرهیز کند.
شباهت ها و تفاوت های میرحسین و احمدی نژاد
اینک ایام کارزار انتخاباتی فرا رسیده است و چهار کاندیدا با تایید شورای نگهبان وارد مرحله نهایی شدند. به نظر می رسد از میان آنها ؛ مهندس میر حسین موسوی و دکتر محمود احمدی نژاد به عنوان اقطاب اصلی انتخاب دهم مطرح و با عنایت به نظر سنجی ها و گرایش گروهها و احزاب شاخص، آقایان دکتر محسن رضایی و حجت الاسلام و المسلمین کروبی از شانس کمتری برخوردار باشند.
آن دو (میر حسین و محمود) اما شباهت ها و تفاوت هایی دارند که ذیلا" به تعدادی از آنها اشاره می شود:
شعار اصلی میرحسین، عدالت محوری و حمایت از محرومین است. همان که احمدی نژاد بیش از چهار سال است که بر آنها اصرار و تاکید می ورزد و در واقع می توان آن را یکی از دلایل تعیین کننده پیروزی او درانتخابات نهم برشمرد. استراتژی بعدی احمدی نژاد؛ بازگشت به نقطه صفر یا دهه اول انقلاب بود. در این موضوع نیز مهندس موسوی با احمدی نژاد همداستان است. او هم دائم از آن ایام یاد می کند و در بعضی از سخنرانی ها اعاده ارزشهای دهه اول را مورد توجه قرار داده است.
نکته دیگر پایبندی هر دوی آنها بر پاسداشت شهیدان، قانون اساسی، اطاعت از رهبری، مردم سالاری و همراهی و همنوایی با تفکر بسیجی است.
شباهت دیگر تکیه هر دو بر اصولگرایی است. میر حسین یک نیمه خود را به تنه تنومند اصولگرایی متصل کرده است تا از خوان گسترده این نهاده سیاسی نیز بی بهره نماند!
اما بعضی از تفاوتها: اول آنکه احمدی نژاد همیشه در یک حلقه حضور داشته و دارد و حتی دائره مشورت کلان وی نیز از همان حلقه معروف پیشتر نرفت و اتفاقا" همین حصر و قید از بزرگترین نقدهای سایر اصولگرایان بر او بوده و هست. میر حسین را اما باید ارباب حلقه ها نامید! در دایره میر حسین همه طیف ها و گرایش ها را می توان یافت و از این جهت وی کاملا" با احمدی نژاد فرق دارد. میر حسین به هر کس که از او حمایت کند احترام می کند اما احمدی نژاد حتی به همفکران خود می گوید که نیازی به آنها ندارد!
مهندس موسوی ظاهرا" مصلحت بین، منعطف، اهل تعارف، معتدل و مقبول نخبگان است اما احمدی نژاد قاطع، تند و تیز، ریسک پذیر، غیر منعطف، بی تعارف، رو به جلو و محبوب توده مردم است. میرحسین با عصا و مشورت از بحران ها عبور می کند. ولی احمدی نژاد با تصمیم سریع، اقدام فوری و شاید توکل، بحران ها را در می نوردد. دولت احمدی نژاد یکدست، پرتحرک، قبراق و قائم به شخص است اما دولت میرحسین، ترکیبی، متنوع و مشورتی خواهد بود.
و دست آخر اینکه دکتر محمود احمدی نژاد مرد حادثه ها، فرصت ها و سوژه هاست باید منتظر ماند و دید مردم ایران کدام یک از این دو سبک و سلیقه را برای مدیریت کشور انتخاب خواهند کرد.