میر حسین، سیاست و اقتصاد جنگی
شرائط حاکم بر مناظره مهندس موسوی و دکتر احمدی نژاد به گونه ای بود که بیشترینه توجه و تمرکز ناظران بر حواشی و برد و باخت طرفین معطوف شده بود؛ نه اصل و محتوای گفتمان! مناظره دکتر رضایی و مهندس موسوی اما که بعد از آن طوفان، آرام و منطقی برگزار شد، فرصتی بوجود آورد تا با افکار مهندس موسوی بیشتر آشنا شویم.
مهندس موسوی در مناظره با دکتر رضایی نشان داد که افکارش منبعث و متاثر از همان برداشتهای دهه شصتی است و با آنکه تاکید دارد اقتصاد جنگی با پایان جنگ پایان یافته است اما وقتی به بخش خصوصی و اصل ۴۴ می رسد، دقیقا" رگه های آن اقتصاد کهنه را بیاد می آورد و نمی تواند تمایل خود را به اقتصاد دولتی پنهان کند.
من برنامه اقتصادی آقای مهندس موسوی را مطالعه کردم و آن را جامع یافتم اما بین گفتار و برنامه مدون و مکتوب او فاصله و شکاف عمیقی وجود دارد. در این مناظره مشخص شد که نگاه میرحسین به بخش خصوصی و آنهمه اظهار لطفی که می نمایاند ناظر به همان افتخارات قدیمی اوست با تغافل ماهرانه از آنچه که به نیازها و دانش امروزین اقتصاد مربوط می شود. و این موضوعی است که در مناظره او با دکتررضایی به خوبی قابل درک بود. شیوه میرحسین در عدم پاسخگویی به شبهات و پرسش ها و سخنرانی ها یکسویه نیز، اقتدار گرایی و انحصار طلبی های گذشته را در قالبی تربیتی، اخلاق مدار و مدرن آشکار می سازد.
به نظر من هم اصولگرایانی که با آرزوی تجدید حیات خود در ساختار قدرت به میر حسین روی آوردند و هم اصلاح طلبانی که او را برای ترمیم ناکامی های دوم خردادی برگزیدند، هرگز با انتخاب مهندس موسوی به مقاصد خود دست نخواهند یافت. وی را منش و روشی است مخصوص که با جمع اضداد و بازگشت به گذشته، موجد خشونت نرم، نزاع و جنجال های جدید در کشور خواهد شد. چنین مباد!