نکته هایی از مصاحبه مهندس میر حسین موسوی
اکنون او بعد از سالها سکوت ، با مصاحبه ای طولانی وارد میدان سیاست شد، اقدامی که بسیاری از تحلیلگران ، آن را نشانه بارز حضور وی در عرصه رقابت دهمین انتخابات ریاست جمهوری، تلقی کرده اند. روح مصاحبه ، حکایت از آن دارد که سفره دل مهندس موسوی برای گفتن خاطرات و مخاطرات آن روزها (ایام مسئولیت او) باز شده است . حرفهائی که سالهاست دلش می خواست بگوید و اکنون گفت. با این حال خیلی از حرفها مانده است که باید می گفت و نگفت! در هر حال او در آستانه هفتاد سالگی با پشتوانه احساس لطیف و سرشار از خلوص مردم ایران در زمان جبهه و جهاد و احتمالا" با شعارهای عدالت محورانه ای که صفای آن روزگاران را زنده کند، می آید تا منصب ریاست جمهوری را از آن خود کند.
تحلیل راجع به چالش ها، فرصت ها و تهدیدهای حضور او در مبارزات انتخاباتی را به فرصتی دیگر موکل و جملاتی از مصاحبه ایشان را «از آخر به اول» از نظر می گذرانیم:
«اختلاف عقاید زیادی در دولت بود و گاهی هم دعوا می شد. مثلا درباره بانکداری اسلامی برخی دوستان به نظرشان غیر شرعی می آمد و وارد این موضوعات نمی شدند، اما وجود چنین اندیشه هایی در شورای اقتصاد باعث بحث های مفصل می شد تا به نتیجه برسیم»
«در همان سال های اول، متوجه شدم که یکی از نقاط حساس ما مسئله ارز است. دلیل بمباران پایانه های نفتی و تلاش های کشورهای غربی برای کاهش میزان تولید و صادرات نفت ایران هم، کاستن از میزان درآمد ارزی کشور و فراهم کردن زمینه تسلیم کشور بود. برای همین در هر تصمیمی که برای ارز گرفته می شد، حساس بودیم.»
«در آن زمان برخی اعتقادشان بر این بود که اگر ارز آزاد شود به نقطه تعادل می رسد و فراوانی ایجاد می کند. من اصلا به این موضوع اعتقاد نداشتم. 6- 7 میلیارد دلار ارز نمی توانست این نقش را داشته باشد. در حالی که نیاز مصرفی در جامعه ای که جنگ هم نباشد بی انتهاست.»
«من باور دارم که هرگز ، سهم مردم که امروز در ادبیات تخصصی علوم اجتماعی از آن به عنوان «سرمایه اجتماعی» یاد می شود، محاسبه نشده است در حا لی که در دوره ی جنگ بدون اغراق سهم فوق العاده مردم در همه موفقیت هایی که در شاخص های اقتصادی به دست آمد، دیده می شود و دارای اهمیت بسیار بالایی است»
«در یکی از گزارش ها تعداد صنوف تولید ی 650 هزار واحد اعلام شد که تقریباً حدود 2 میلیون نفر شاغل داشتند. چنان که توضیح داده شد، بودجه ارزی کشور در آن دوران کم بود، با این حال صد میلیون دلار برای تأمین نیازهای ارزی این واحدها تخصیص داده شد.»
«اولین اقدام را در اقتصاد کشور سامان دادن برنامه و بودجه دانستم. برنامه و بودجه به دلیل مشکلاتی که داشت یک سال قبل از آن موقتا تعطیل بود. به ياد دارم سال 59 بودجه سال 60 در نخستوزیری بسته شد. برای همین زماني که دولت جدید شهید باهنر تشکیل میشود، اولین کاری که مورد توجه قرار مي گيرد احیای برنامه و بودجه است»
«به یاد دارم که مرحوم نوربخش را به الجزایر و ليبي فرستادیم تا بلکه از آن ها وامی بگیريم، چون واقعاً دستمان خالی بود، حتی برای کالاهای اساسی بودجه نداشتيم. زماني كه مرحوم نوربخش آماده رفتن بودند به ایشان گفتم که اگر آن ها به طور مستقيم کمک نكردند، در بانک های كشور ما سپردهگذاری کنند. اما ایشان رفت و دست خالی برگشت و کاملاً برای ما مسجل شد که با فضای بی رحمانه ای از نظر واقعیتهای اقتصادی روبه رو هستیم»
«احساس من بر این است که نكات برجسته اي در اقتصاد اسلامی وجود دارد که تا کنون روشن بیان نشده است. در اقتصاد اسلامي اخلاق و رفتار ویژه ای در تبادل و تعامل با مسائل اقتصادی جامعه وجود دارد كه جامعه را به سمت عدالت و قسط مي برد، در حالی که مالکیت نیز در این جامعه محترم شمرده میشود، انگیزههای شخصی در آن وجود دارد، پول در آن وجود دارد، اما هر کدام از این مفاهیم کارکرد خود را دارند»