¤- عدم معرفی نامزد ریاست جمهوری از سوی احزاب شاخص اصولگرا، سایه سنگینی از ابهام، بلاتکلیفی و انفعال را بر فضای انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری حاکم کرده است. دلایل مطروحه از سوی بعضی از شخصیتهای اصولگرا برای توجیه این سکوت و انفعال نیز آنقدر مضحک است که ارزش  تحلیل و بررسی را ندارد.

     این وضعیت که بعضی ها آن را بحران کاندیدا در اردوگاه راست معرفی کردند همچنان ادامه دارد و گویی طناب این دار که بر گردن اضولگرایان آویخته شد در دست کسانی است که می گویند؛ یا به احمدی نژاد راضی شوید و یا کار را تمام کنیم! والا چگونه است که یک جریان سیاسی با آنهمه ظرفیت ، بیکباره دچار بحران شود؟ حزب موتلفه با ۴۵ سال سابقه سیاسی را چه شد؟ و چرا جامعه مدرسین و جامعه روحانیت مبارز برای تصمیم گیری با چنین چالش بزرگی روبرو شده اند؟!

     به نظر من ریشه این مشکلات به انتخابات نهم برمی گردد و بی شک همانان که دود سیاه را در اردوگاه اصولگرایان بر فراز آوردند، آتش بیار معرکه های امروزند. با این حال اما هنوز دیر نشده است و امید است مردی بزرگ، مردانگی کند و به صحنه آید و به اعتماد و اعتقاد مردم پاسخ دهد و یا آنکه هر چه زودتر تکلیف رای را برای خود و دوستداران، حتی اگر میرحسین یا احمدی نژاد باشد، مشخص کنند. اگر چه هر دوی آنها (احمدی نژاد و میرحسین) در مواردی در تعارض با منطق و عقلانیت سیاسی و دیدگاههای درون گفتمانی بسیاری از اصولگرایان هستند اما چه باک که نباید راه را بست و منفعل ماند.